در بر گرفته قلب من را توده ای غمباور نداری زل بزن در چشم هایمبا تو که صحبت میکنم هرجای دنیایک لرزشی می افتد اینجا در صدایموقتی نمیگیری سراغ از من گل یخمن دوست دارم تو بدانی که کجایماکسیژن اطراف من سهم
هلا ای نازنین وقتی درخت عشق گل می داد یادت هستبهاری لحظه هایی را که چشم ما به هم افتاد یادت هست؟تمام سایه ها در رفت و آمد هایشان ما را نمی دیدندو باران بود و ما بودیم زیر سایه ی شمشاد یادت هستچه زیبا